X
تبلیغات
رایتل
شنبه 30 اردیبهشت 1391

سهراب: جان گرفته

از هجوم نغمه ای بشکافت گور مغز من امشب؛

مرده ای را جان به رگ ها ریخت،

پا شد از جا در میان سایه و روشن،

بانگ زد بر من؛ مرا پنداشتی مرده

و به خاک روز های رفته بسپرده؟

لیک پندار تو بیهوده است؛

پیکر من مرگ را از خویش می راند.


سرگذشت من به زهر لحظه های تلخ آلوده است.

من به هر فرصت که یابم بر تو می تازم.

شادی ات را با عذاب آلوده می سازم.

با خیالت می دهم پیوند تصویری

که قرارات را کند در رنگ خود نابود.

درد را با لذت آمیزد،

در تپش هایت فرو ریزد.

نقش های رفته را باز آورد غبار آلود.




مرده لب بر بسته بود.

چش می لغزیئ بر یک طرح شوم.

می تراوید از تن من درد.

نغمه می آورد بر مغزم هجوم.

نظرات (1)
رضا
شنبه 30 اردیبهشت 1391 ساعت 12:22 ب.ظ
سلام عزیزم
خوبی دادا
نوشته هات خیلی قشنگه قالب وبت تم همین طور
پاسخ:
نظر لطفته رضا جان
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد