دوشنبه 9 مرداد 1391

دیگر به خلوت لحظه‌هایم عاشقانه قدم نمی‌گذاری، دیگر آمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمی‌بینمت. سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام . من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبوررانه گذرنده ای؟! من نگاه ملتمسم را در این واژه ها پر کرده ام که شاید .... دیگر زبانم از گفتن جملات هراسیده است ...



منبع: همفکران کانون دانش


نظرات (5)
تنهایی
دوشنبه 9 مرداد 1391 ساعت 01:48 ب.ظ
سلام.
مرسی سر زدی.
لینگ شدی
امتیاز: 0 0
maryam
دوشنبه 9 مرداد 1391 ساعت 02:47 ب.ظ
سلام...
گفتی آپ کردم خبر بدم
خواستم بگم آپم
امتیاز: 0 0
سارا
دوشنبه 9 مرداد 1391 ساعت 07:23 ب.ظ
mamnun az hozuret
امتیاز: 0 0
maryam
سه‌شنبه 10 مرداد 1391 ساعت 12:01 ب.ظ
سلام.............
آپم
امتیاز: 0 0
بهـــــــــــانه ای بــــــرای خـ
سه‌شنبه 10 مرداد 1391 ساعت 12:35 ب.ظ
سلام
گفتید آپ بودم خبر بدم!
البته من هر روز آپم...
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد